مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

857

طب اكبرى ( فارسى )

برنجاسف و شبت و پودينه با قدرى جندبيدستر و حلتيت‌يار [ يعنى مخلوط ] كرده ضماده نمايند . و به طبيخ بابونه و قيصوم و بنفشه و اكليل و مرزنجوش آبزن سازند . و نخوداب و مطنجنه و گوشت كبوتر بچه غذا نمايند . و گلقند عسلى و اطريفل صغير و ترياق كبير و مويز و انجير خوردن و روغن سوسن و نرگس و فرفيون در مثانه ماليدن و آب شير گرم [ يعنى نيم گرم ] بر مثانه ريختن نفع دارد . سبب هفتم از وجع المثانه آن است كه طبيعت ماده را بر طريق بحران از راه مثانه براند . و علامت او ، وقوع است روز بحران و ادرار بول ظاهر شدن . علاج : به ادرار يارى دهند . [ 1179 ] فصل [ ششم ] : اندر خلع المثانه سبب خلع ، يعنى بىجا شدن [ يعنى از جا در رفتن ] ، ضربه باشد يا سقطه كه بر پشت برسد ؛ پس اگر عضله متمدد شود به سبب ضربه و سقطه ، نشان او احتباس بول است . و اگر در عضله اتساع راه يافته باشد ، سلس البول پديد آيد . علاج : حنجرهء خروس سوخته به آب نيم گرم سودمند است . و تطليهء غاليه نفع دارد . و اين همه ادويه ، بالخاصيت عمل دارند در اين مرض . و آنجا كه تمدد عضله باشد و مانعى نبود ، فصد صافن توان كرد . انتباه : بسيار باشد كه خلع مثانه با ديگر امراض او چون ورم مثانه و جز آن يار [ يعنى همراه ] باشد ، در اين صورت ، نخستين به ازالهء امراض عارضه كوشند بعده [ يعنى پس از آن ] به مدافعت خلع توجه نمايند .